دختر شینا

خدیجه از بغل شیرین جان پایین نمی آمد گریه می کرد و با آن زبان شیرینش پشت سر هم می گفت :شینا شینا.... ص101 فصل یازدهم .

همین شینا گفتن خدیجه باعث شد همه فامیل به شیرین جان(مادر قدم خیر) بگویند شینا.

سال 1365 سال سختی بود در 24سالگی مادر 5تابچه قد ونیم قد بود. دست تنها از پس کارها برنمی آمد اوضاع جنگ به جاهای بحرانی رسیده بود صمد درگیر جنگ و عملیات پی در پی بود خدیجه به کلاس دوم می رفت - معصومه کلاس اولی بود و...

پدرشوهر  ومادر شوهرش بی تابی می کردند از شهادت ستار فقط دوماه گذشته بود این دومین شهیدشان بود.

صمد همیشه با ما بود بچه ها صدایش را می شنیدند که انگار می گوید درس بخوانید - باهم مهربان باشید- مواظب مامان باشید - خدا رافراموش نکنید.

______________________________________________________________________________

«دختر شینا» از ۱۹ فصل تشکیل شده و از روایت کودکی قدم‌خیر آغاز می‌شود؛ از زمانی که نامش را به خاطر قدم خوشی که داشت «قدم خیر» گذاشتند تا زمانی که حماسه زندگی‌اش را در پشت جبهه‌ها رقم زد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این کتاب پس از انتشار مورد عنایت مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته است. ضرابی‌زاده در این زمنیه با ذکر خاطره دیدار خود و خانواده شهید ستار ابراهیمی با معظم له پیش از این عنوان داشته بود: مقام معظم رهبری در این دیدار پس از صحبت با پسر شهید حاج ستار ابراهیمی و جویا شدن از حال وی، فرمودند که کتابی هم از خاطرات مادر مرحومتان به چاپ رسیده، خدا رحمتشان کند. کتاب خوبی بود. و پرسیدند که آیا نویسنده نیز در این جلسه حاضر است؟ که در این زمان من از جا بلند شدم و خدمت ایشان عرض ادب کردم. مقام معظم رهبری درباره کتاب فرمودند: کتاب خوبی بود. هم داستان خوبی داشت و هم خوب به جزئیات توجه کردید. واقعاً همسران شهدا اجر فراوانی دارند و نصف اجر شهدا متعلق به همسر و خانواده آنها است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این کتاب، روایت خاطرات همسر سردار شهید ستار ابراهیمی از شهدای برجسته استان همدان است که در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید. قدم خیر محمدی کنعان در حالی که تنها 22 سال داشت همسرش به شهادت رسید و از آن زمان و با وجود ۵ فرزند،خدیجه - معصومه - مهدی - سمیه - زهراازدواج نکرد و به تنهایی فرزندانش را بزرگ کرد.

بهناز ضرابی زاده که نگارش این اثر را برعهده داشته، درباره شخصیت راوی کتاب گفته است: این موضوع برای من بسیار تامل برانگیز بود، زنی که در روستا زندگی می‌کرد به فضای شهر آمده و به تنهایی در اوج جوانی، تمام هم و غمش بزرگ کردن فرزندانش شده بود. برای همین تصمیم گرفتم درباره فراز و نشیب‌های زندگی این زن با او مصاحبه کنم.

این داستان نویس کودک درباره عنوان کتاب «دختر شینا» اظهار داشت: همه درباره این عنوان از من سوال می‌کنند، که شینا به چه معناست، یک اتفاق خاص باعث انتخاب این عنوان برای کتاب شده که راز آن با خواندن کتاب برای مخاطب آشکار می‌شود، چرا که هر زن و مرد جوانی باید این خاطرات جذاب را بخواند.