محمد امین ریاحی

محمدامین ریاحی در یازدهم خرداد ۱۳۰۲ در شهر خوی متولد شد.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان خسروی و دوره اول دبیرستان را در دبیرستان خسروی خوی گذراند.
نخستین مقالات تحقیقی او در مجله ارمغان (سال بیست و یکم ۱۳۱۸) انتشار یافت. در مهر ۱۳۲۱ برای تحصیل در دانشسرای مقدماتی از خوی به تهران آمد و در خرداد ۱۳۲۳ دورهٔ دوساله دانشسرا را به پایان رساند. از مهر ۱۳۲۳ تا خرداد ۱۳۲۷ در دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی در تهران تحصیل کرد و به دریافت دانشنامههای زبان و ادبیات فارسی، و علوم تربیتی نایل گردید.
از مهر ۱۳۲۷ به تحصیل در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی پرداخت.از مهر ۱۳۲۷ تا آذر ۱۳۳۲ دبیری دبیرستان حکیم نظامی قم، دبیری و سرپرستی دانشسرای گرگان و دبیرستان ایرانشهر گرگان، و دبیری دبیرستانهای قزوین را داشت.
از آذر ۱۳۳۲ دبیر دبیرستانهای تهران و از مهر ۱۳۳۳ رئیس دبیرستان محمد قزوینی تهران بود. در مهر ۱۳۳۴ به عضویت کمیسیون قوانین در وزارت فرهنگ انتخاب شد. در نیمه دوم سال ۱۳۳۴ هفتهنامه کیهان فرهنگی (برای معلمان) را بنیاد نهاد که انتشار آن در خرداد ۱۳۳۵ متوقف شد. در شهریور ۱۳۳۷ از پایاننامه دکتری (تصحیح مرصادالعبادنجمالدین رازی به راهنمایی بدیعالزمان فروزانفر) دفاع کرد و درجه دکتری در زبان و ادبیات فارسی یافت. از خرداد ۱۳۳۵ تا خرداد ۱۳۴۰ به دعوت محمد معین با سازمانلغتنامه دهخدا همکاری داشت و تألیف و تدوین بخشی از حرف سین را انجام داد.
از مهر ۱۳۳۵ تا خرداد ۱۳۴۰ دبیری دبیرستان هدف را داشت. از خرداد ۱۳۴۰ تا دی ۱۳۴۲ مدیر کل نگارش در وزارت فرهنگ (سابق) و نیز مشاور وزیر و قائممقام وزیر فرهنگ در شوراها بود.از بهمن ۱۳۴۲ تا بهمن ۱۳۴۷ با درجه وزیرمختاری رایزن فرهنگی ایران در ترکیه بود.طی دورهٔ رایزنی فرهنگی در ترکیه به دعوت دانشگاه آنکارا به تدریس ادبیات فارسی و تاریخ و فرهنگ ایران اشتغال داشت.
از مهر ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰ در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در گروههای ادبیات فارسی و تاریخ تدریس میکرد. از ابتدای سال ۱۳۴۸ مشاور وزیر فرهنگ و هنر بود.
- از مهر ۱۳۵۰ عضویت هیأت امنای بنیاد شاهنامه فردوسی را داشت.
- از اسفند ۱۳۵۰ تا خرداد ۱۳۵۴ دبیرکلی هیأت امنای کتابخانههای عمومی کشور را به عهده داشت.
- از مهر ۱۳۵۴ تا بهمن ۱۳۵۵ نایبرئیس فرهنگستان ادب و هنر ایران بود.جانشین مجتبی مینوی در سمت ریاست علمی بنیاد شد
- از بهمن ۱۳۵۴ تا دی ۱۳۵۷ سرپرستی و ریاست بنیاد شاهنامه فردوسی را به عهده داشت.
- از ۱۳۵۵ در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تدریس میکرد.
- از بهمن ۱۳۵۵ تا اسفند ۱۳۵۶ سرپرست دانشکده هنرهای دراماتیک بود.
- از دی ۱۳۵۷ تا بهمن ۱۳۵۷ وزارت آموزش و پرورش را به عهده داشت.
- در بهمن ۱۳۵۷ پس از سی سال خدمت دولتی به تقاضای خود بازنشسته شد.
- از آن زمان از هرگونه همکاری با موسسات، نهادها و یا بنیادها خودداری کرد و تمام اوقات خود را وقف راهنمایی محققان، ادامهٔ فعالیتهای پژوهشی و تألیف و انتشار کتابها و مقالات در زمینهٔ ادب و تاریخ و فرهنگ ایران کرد.
- محمدامین ریاحی در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸۶ سالگی در تهران درگذشت.
- اثار ارزشمند از محمدامین ریاحی
از سال ۱۳۱۸ که اولین مقاله به قلم محمدامین ریاحی در مجله ارمغان به چاپ رسید، طی بیش از شصت سال مقالههای پژوهشی او در نشریههای تحقیقی، و نیز در یادنامههای بزرگان ادب و فرهنگ ایران منتشر شد. گزیدهای از این مقالهها با عنوان چهل گفتار در ادب و تاریخ و فرهنگ ایران در سال ۱۳۷۹ به چاپ رسید. از فعالیتهای مطبوعاتی او سردبیری هفتهنامه مهرگان (ارگان جامعه لیسانسیههای دانشسرای عالی)، مدیریت هفتهنامه کیهان فرهنگی (برای معلمان)، ماهنامه آموزش و پرورش (نشریهٔ وزارت فرهنگ)، و فصلنامه سیمرغ (نشریه بنیاد شاهنامه) را میتوان نام برد.
در سال ۱۳۳۷ محمدامین ریاحی ضمن مقالهای که در مجله یغما انتشار داد، مدفن فراموششده شمس تبریزی را در شهرخوی بازشناسی کرد و طی تحقیقات بعدی با ارائه شواهد تاریخی قطعی، واقع بودن مدفن شمس تبریزی را در این محل به اثبات رساند.[۸] از آن پس مزار شمس تبریزی در خوی توسط غالب محققان شناخته شد، و بازسازی محوطه تاریخی مزار شمس تبریزی از دهه ۱۳۷۰ در دستور کار مسئولان قرار گرفت.
از مشهورترین تألیفات محمدامین ریاحی میتوان به «سرچشمههای فردوسیشناسی»، «گلگشت در شعر و اندیشه حافظ»، «تاریخ خوی» و «زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی» اشاره کرد که از نظر اصالت و دقت نظرهای ابرازشده مورد توجه ادبشناسان قرار داشتهاست. آثار محمدامین ریاحی در حوزه شناسایی و تصحیح متون کهن فارسی، و کوششهای او در این زمینه همچون مرصادالعباد، نزهةالمجالس, شش فصلعلاوه بر آنکه راهگشای پژوهندگان متون فارسی از نظر روش تحقیق و تصحیح بوده، با توجه به یافتههای تحقیقی ارائهشده در مقدمهها و تعلیقات همواره مورد استفاده و استناد پژوهشگران در حوزههای ادب و تاریخ و فرهنگ ایران قرار داشتهاست.